نسخه امید برای مردم، بلیت خروج برای نزدیکان/ وقتی گفتار رسمی از زیست واقعی عقب می‌ماند
نسخه امید برای مردم، بلیت خروج برای نزدیکان/ وقتی گفتار رسمی از زیست واقعی عقب می‌ماند
وقتی معاون رئیس‌جمهور می‌پرسد، چرا یک جوان ایرانی باید به آمریکا امید داشته باشد؟ افکار عمومی هم حق دارد بپرسد چرا برخی نزدیکان مدیران ارشد دقیقاً همان‌جا زندگی و آینده خود را تعریف کرده‌اند؟ شکافی که سال‌هاست اعتماد عمومی را فرسوده و به نقطه هشدار رسانده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، جعفر قائم‌پناه معاون رئیس‌جمهور در تازه‌ترین اظهارات خود از ضرورت تفکیک میان معترض و عامل دشمن سخن گفته از نارضایتی گسترده جامعه صحبت کرده بر به رسمیت شناختن سبک زندگی مردم تأکید داشته و هشدار داده است زمانی که جامعه احساس بی‌پناهی کند نگاهش به بیرون از مرزها دوخته می‌شود. او حتی این پرسش را مطرح کرده که چرا یک جوان ایرانی باید به ترامپ یا آمریکا امید داشته باشد.

این جملات اگر از زبان یک منتقد مستقل یا استاد دانشگاه بیان می‌شد، احتمالاً با استقبال گسترده روبه‌رو می‌شد. انباشت نارضایتی اجتماعی واقعیتی انکارناپذیر است. محدودیت آزادی بیان حتی برای موافقان نظام نیز موضوعی نیست که بتوان آن را به تبلیغات خارجی تقلیل داد. جامعه این مسائل را هر روز زندگی می‌کند اما مسئله دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که این گزاره‌های درست با رفتار واقعی بخشی از مسئولان هم‌خوانی ندارد.

پرسشی که نمی‌شود از آن عبور کرد

وقتی معاون رئیس‌جمهور می‌پرسد که چرا جوان ایرانی باید امیدش به آمریکا باشد ناخواسته پرسش متقابلی را فعال می‌کند. چرا برخی مسئولان یا نزدیک‌ترین اعضای خانواده‌شان امنیت تحصیل زندگی و آینده را دقیقاً در همان کشوری جست‌وجو کرده‌اند که در گفتار رسمی به‌عنوان مقصد نامطلوب معرفی می‌شود.

در فضای افکار عمومی موضوع اقامت دختر آقای قائم‌پناه در آمریکا مطرح شده است. اگر این ادعا نادرست است، شفاف‌سازی روشن و بدون ابهام می‌تواند بسیاری از سوءبرداشت‌ها را برطرف کند اما اگر درست باشد این مسئله دیگر یک انتخاب شخصی تلقی نمی‌شود. این به یک نماد اجتماعی تبدیل می‌شود. نماد شکاف میان گفتار رسمی و زیست واقعی تصمیم‌گیران.

تناقضی که اعتماد را می‌ساید/سبک زندگی از تریبون تا واقعیت

بحران امروز جامعه فقط معیشتی نیست. مسئله اصلی بحران اعتماد است. مردم می‌بینند از صبر مقاومت قناعت و امید به داخل سخن گفته می‌شود اما در لحظه تصمیم‌گیری سرنوشت‌ساز امن‌ترین گزینه‌ها برای فرزندان مسئولان خارج از این مرزها انتخاب می‌شود.

در چنین شرایطی توصیه به جوان ایرانی برای امید نبستن به آمریکا شبیه نصیحتی از بالا به پایین است. امید با توصیه ساخته نمی‌شود. امید محصول تجربه زیسته است. وقتی جوان می‌بیند حتی فرزندان مدیران ارشد آینده خود را در همین ساختار تضمین‌شده نمی‌دانند طبیعی است که او هم به دنبال مسیر دیگری بگردد.

قائم‌پناه از به رسمیت شناختن سبک زندگی جامعه سخن می‌گوید. اما جامعه می‌پرسد این به رسمیت شناختن قرار است کجا اتفاق بیفتد. در سخنرانی‌ها یا در قوانین و رویه‌های اجرایی و رفتار روزمره نهادهای رسمی.

مسئله اصلی کجاست؟

مسئله این نیست که چرا برخی جوانان به خارج از کشور امید بسته‌اند. مسئله این است که چرا ساختار داخلی نتوانسته افقی قابل اعتماد برای آن‌ها بسازد.

تا زمانی که میان حرف و عمل میان توصیه و انتخاب شخصی مسئولان و میان سبک زندگی مردم و سبک زندگی تصمیم‌گیران این فاصله عمیق وجود دارد نارضایتی کاهش پیدا نمی‌کند بلکه عمیق‌تر و احساسی‌تر می‌شود. همان خطری که خود آقای قائم‌پناه نسبت به آن هشدار داده است.

بازسازی اعتماد از مسیر صداقت شفافیت و الگو بودن مسئولان عبور می‌کند نه از تکرار جملات درست پشت تریبون.