به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، افزایش نرخ دلار در ایران بار دیگر به یکی از اصلیترین دغدغههای اقتصادی و اجتماعی بدل شده است. نرخی که حالا حوالی ۱۴۰ هزار تومان در نوسان است، دیگر صرفاً یک شاخص در بازار ارز نیست، بلکه مستقیماً با سفره مردم، سبک زندگی خانوارها و جایگاه طبقه متوسط گره خورده است. تجربه سالهای اخیر نشان داده هر جهش ارزی، پیش از هر چیز در معیشت روزمره مردم بازتاب پیدا میکند.
اقتصاد ایران به دلیل وابستگی بالا به واردات مواد اولیه و کالاهای واسطهای، نسبت به نرخ ارز حساسیت زیادی دارد. افزایش قیمت دلار بلافاصله هزینه تولید و واردات را بالا میبرد و این افزایش به سرعت در قیمت نهایی کالاها و خدمات منعکس میشود. نتیجه آن رشد سطح عمومی قیمتها و کاهش قدرت خرید خانوارهاست؛ موضوعی که در ماههای اخیر در بازار خوراک، مسکن، درمان و خدمات به وضوح مشاهده شده است.
طبقه متوسط بیشترین آسیب را از دلار گران میبیند. این طبقه نه از حمایتهای گسترده دولتی برخوردار است و نه درآمدهایش توان تطبیق با تورم را دارد. افزایش قیمت اقلام اساسی مانند گوشت، لبنیات، برنج و روغن باعث شده بسیاری از خانوارها ناچار به کاهش یا حذف مصرف برخی کالاها شوند. در چنین شرایطی، هزینههای فرهنگی و آموزشی به حاشیه رانده شده و بقا جای زندگی را گرفته است. این روند به تدریج طبقه متوسط را به طبقهای آسیبپذیر تبدیل میکند و پیامدهای اجتماعی بلندمدتی به همراه دارد.
معنای علمی دلار ۱۴۰ هزار تومانی
این نرخ نشانهای از تضعیف شدید پول ملی و کاهش اعتماد عمومی به ثبات اقتصادی است. در چنین وضعیتی، انتظارات تورمی تقویت میشود؛ یعنی حتی پیش از افزایش واقعی قیمتها، مردم و فعالان اقتصادی رفتارهای خود را بر مبنای گرانی آینده تنظیم میکنند. این وضعیت زمینهساز احتکار، کاهش سرمایهگذاری مولد، افزایش فعالیتهای سفتهبازانه و خروج سرمایه از بخش تولید میشود. همچنین هزینه واردات دارو، تجهیزات پزشکی و نهادههای تولید بالا میرود و فشار آن مستقیماً به مصرفکننده منتقل میشود.
ایران در این مسیر تنها نیست. ترکیه و مصر نیز در سالهای اخیر با بحرانهای مشابه روبهرو شدند. در ترکیه کاهش شدید ارزش لیر تورم بالا و افت قدرت خرید مردم را رقم زد و دولت را به اصلاحات سختگیرانه واداشت. در مصر نیز سقوط ارزش پول ملی در برابر دلار، افزایش قیمت مواد غذایی و خدمات را به دنبال داشت و فشار سنگینی بر زندگی روزمره شهروندان وارد کرد. وجه مشترک این کشورها، انتقال سریع بحران ارزی به معیشت مردم و تشدید نابرابریهای اقتصادی بود.
تداوم رشد قیمت دلار پیامدهایی فراتر از اقتصاد دارد. افزایش نارضایتی عمومی، فرسایش اعتماد اجتماعی، مهاجرت نیروی کار متخصص و کاهش امید به آینده از جمله آثار اجتماعی این روند است. وقتی درآمدها با هزینهها همخوانی ندارد، جامعه وارد چرخهای از فشار روانی و اقتصادی میشود که خروج از آن نیازمند سیاستهای پایدار و شفاف است.
دلار ۱۴۰ هزار تومانی تنها یک شاخص ارزی نیست؛ نمادی است از فشار همزمان بر اقتصاد، معیشت و روان جامعه. اگر این روند مهار نشود، کوچک شدن سفرهها و تضعیف طبقه متوسط میتواند به یکی از جدیترین چالشهای اجتماعی ایران در سالهای آینده تبدیل شود.
- نویسنده : مینوفر چراغی





















































