دیپلماسی در سکوت، روایت در واشنگتن / وقتی مذاکره هست، صدا از ایران درنمی‌آید
دیپلماسی در سکوت، روایت در واشنگتن / وقتی مذاکره هست، صدا از ایران درنمی‌آید
هم‌زمان با برگزاری مذاکرات حساس ایران و آمریکا در مسقط، روایت صحنه به‌طور کامل از دست رسانه‌های داخلی خارج شد. آمریکا با نشت هدفمند خبر و موضع‌سازی لحظه‌ای افکار عمومی را هدایت کرد، اما طرف ایرانی به چند گزارش خالی، یک پیامک مبهم و ژست‌های نمادین بسنده کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، سه راند مذاکره میان ایران و آمریکا در مسقط، طبق الگوی تکراری سال‌های اخیر بدون نتیجه مشخص پایان یافت و ادامه آن با ارزیابی «مثبت» به دور بعد موکول شد. آنچه این دور از گفت‌وگوها را فراتر از محتوای سیاسی، به یک بحران تبدیل کرد، فقدان آشکار سیاست رسانه‌ای منسجم از سوی ایران بود؛ خلأیی که عملاً میدان روایت را در اختیار واشنگتن قرار داد.

در شرایطی که کشور در فضای تهدید نظامی، فشار تحریم و نگرانی اجتماعی قرار داشت، اطلاع‌رسانی رسمی ایران به چند گزارش بی‌اطلاع از صداوسیما و بیانیه‌های کوتاه محدود شد. خبرنگار اعزامی رسانه ملی بدون دسترسی به جزئیات مذاکرات، گزارش‌هایی تولید کرد که بیش از آنکه تصویر روشنی ارائه دهد، بر ابهام‌ها افزود.

مذاکراتی پرریسک، اطلاع‌رسانی کم‌جان

مذاکرات مسقط در بستری کاملاً متفاوت از دورهای گذشته شکل گرفت. پس از جنگ دوازده‌روزه، حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران و استقرار گسترده تجهیزات نظامی آمریکا در اطراف کشور، جامعه ایران در وضعیت انتظار و اضطراب قرار داشت. در چنین فضایی، هر خبر یا شایعه می‌توانست تبعات روانی گسترده‌ای داشته باشد.

با این حال، تغییر ناگهانی محل مذاکرات از استانبول به عمان، حذف حضور کشورهای منطقه و تناقض در سرفصل‌ها، بدون هیچ توضیح رسمی از سوی مقامات ایرانی رخ داد. رسانه‌های غربی روایت تغییرات را منتشر کردند و رسانه‌های داخلی صرفاً مصرف‌کننده همان روایت‌ها شدند.

نگاه به ترکیب هیأت‌های مذاکره‌کننده نیز اختلاف دستورکار دو طرف را آشکار می‌کند. تیم ایرانی با محوریت وزارت خارجه و چهره‌های دیپلماتیک، پیام تداوم مسیر سیاسی و تمرکز بر پرونده هسته‌ای را مخابره می‌کرد. در مقابل، حضور فرمانده سنتکام و چهره‌های نزدیک به ترامپ در تیم آمریکایی، نشان‌دهنده نگاه امنیتی و فراتر از هسته‌ای واشنگتن بود.

با وجود این تفاوت معنادار، هیچ روایت رسمی از سوی ایران برای تبیین این پیام‌ها ارائه نشد و میدان تحلیل به‌طور کامل در اختیار رسانه‌های آمریکایی قرار گرفت.

پیامک جای دیپلماسی رسانه‌ای

اوج اطلاع‌رسانی دولت پس از مذاکرات، ارسال یک پیامک سراسری از قول وزیر خارجه بود. متنی کوتاه و مبهم که واژه‌هایی مانند «تقریباً» و «مشورت با پایتخت‌ها» در آن بیش از آنکه آرامش ایجاد کند، بر نگرانی‌ها افزود. این در حالی است که در سوی مقابل، کاخ سفید با توییت، مصاحبه و نشت کنترل‌شده اخبار، روایت خود را تثبیت می‌کرد.

در روزهای مذاکرات، رسانه‌های آمریکایی از دیدارهای مستقیم، اختلافات پنهان، خطوط قرمز و حتی سناریوهای احتمالی توافق یا تقابل نوشتند. نیویورک تایمز، وال‌استریت ژورنال و اکسیوس هرکدام بخشی از پازل روایت را تکمیل کردند. در مقابل، رسانه‌های داخلی ایران در بلاتکلیفی کامل به بازنشر همان گزارش‌ها پرداختند.

نتیجه این وضعیت روشن است. افکار عمومی منطقه‌ای و جهانی، تصویری از ایران دریافت می‌کند که توسط رقیب ساخته شده؛ تصویری که در آن، ابتکار عمل در واشنگتن است و تهران صرفاً واکنش نشان می‌دهد.

مسئله فراتر از یک مذاکره

آنچه در مسقط رخ داد، فقط ضعف اطلاع‌رسانی در یک پرونده خاص نبود. این اتفاق نشانه بحران عمیق‌تر در دیپلماسی رسانه‌ای ایران است؛ بحرانی که در بزنگاه‌های حساس، کشور را از روایت‌سازی فعال محروم می‌کند.

تا زمانی که سیاست خارجی بدون پیوست رسانه‌ای تعریف شود، حتی اگر مذاکرات در سطح سیاسی ادامه یابد، روایت‌ها در اختیار دیگران باقی خواهد ماند. در دنیای امروز، سکوت رسانه‌ای معادل واگذاری میدان است و مسقط نمونه عینی این واقعیت بود.