به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، اگر هدف، تضعیف مقاومت ملی ایرانیان باشد، مسیر آن صرفاً از اقتصاد یا رسانه عبور نمیکند. راهبرد اصلی، جنگی چندلایه است که به صورت همزمان در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، روانی و اجتماعی پیش میرود و مستقیماً بر احساسات جمعی تمرکز دارد.
این مسیر از بزرگنمایی تصاویری آغاز میشود که حس تحقیر را القا میکند. تحقیر، بذر خشم را در جامعه میکارد. خشمی که شعله میگیرد، میسوزاند و پس از فرسایش هیجانی، به اندوه میرسد. این اندوه در نهایت به ترس تبدیل میشود و ترس، بستری کمهزینه برای پیشبرد پروژه فروپاشی فراهم میکند. نقطه بحرانی این مسیر، خشم است. جامعه خشمگین، جامعهای آماده خطاست.
خشم، عقلانیت را تضعیف میکند و آستانه تحمل را پایین میآورد تا رفتارهای هیجانی جای تصمیمهای سنجیده را بگیرد. در چنین وضعیتی، کنش بر اندیشه غلبه میکند و احتمال خطا افزایش مییابد. دقیقاً همین لحظه است که مطلوب طراحان این پروژه است.
اما این مسیر در خشم متوقف نمیشود. پس از فروکش هیجان، اندوه و غم عمیق شکل میگیرد. فردی که انرژی روانی خود را از دست داده، انگیزه حرکت را نیز از دست میدهد و افق آینده برای او تیره میشود. در ادامه، ترس القا میشود؛ ترسی که قدرت تحلیل، تصمیمگیری و اقدام را سلب میکند و جامعه را به واماندگی میکشاند.
شناخت این سازوکار، بخشی از راه مقابله است. فهم این که احساسات جمعی چگونه دستکاری میشود، نخستین گام برای خنثیسازی این پروژه محسوب میشود. با این حال، خطای بزرگ آن است که همه چیز تنها به دشمن نسبت داده شود.
سهم خطاهای داخلی، سهم سیاستگذاریهای نادرست و سهم رفتارهای غلط مدیریتی را نمیتوان نادیده گرفت. اگر خشم در جامعه شکل میگیرد، باید دید بذر آن در کجا کاشته شده است. دشمن خشم را تشدید میکند، اما همیشه آغازگر آن نیست.
مسائل حلنشده مردم، اگر نادیده گرفته شود به بحران تبدیل میشود. اختلافنظرها، اگر مدیریت نشود به کینه میرسد. عبور از این وضعیت تنها با به رسمیت شناختن حق مردم ممکن است؛ همه مردم، با هر نگاه، باور و سلیقه.
ملت، محصول حذف و طرد نیست. ملت، نتیجه به رسمیت شناختن است. جامعه زمانی یکپارچه میشود که همه احساس تعلق داشته باشند. ایران، با همه مردمش معنا پیدا میکند و نباید اجازه داد حتی یک نفر از این پیکره جدا شود. رفتارها نباید به گونهای باشد که کسی به حاشیه رانده شود یا احساس طردشدگی کند.
بذر خشم در فضایی کاشته میشود که جامعه را پارهپاره میخواهند. اگر کینه در دل مخالف شکل میگیرد، باید دید چه رفتاری او را به این نقطه رسانده است. تا زمانی که این رفتارها اصلاح نشود، انتظار آرامش و ثبات، پایه محکمی نخواهد داشت.
مقاومت ملی، پیش از هر ابزار سخت به سلامت روان جمعی، عدالت، احترام و عقلانیت نیاز دارد. حفظ این سرمایه، مهمترین سنگر در برابر هر پروژه فروپاشی است. عبور از این گردنه تاریخی، ممکن است اگر خُلق نبوی و عدالت علوی چراغ راه فردا باشد.
- نویسنده : مینوفر چراغی






















































