به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، نزدیک به نیم قرن است که رابطه ایران و آمریکا با یک الگوی ثابت پیش رفته است؛ فشار، تحریم، تهدید، مذاکره و دوباره بازگشت به نقطه اول. اما حالا یک تحلیل در نشریه فارنافرز از وضعیتی سخن میگوید که شاید مهمترین تغییر در نگاه دو طرف باشد؛ اینکه ادامه تقابل، هزینهای ایجاد کرده که هیچکدام از طرفین نمیتوانند به سادگی آن را نادیده بگیرند.
موضوع اصلی این تحلیل، آغاز یک دوستی میان تهران و واشنگتن نیست. مسئله این است که آیا دو دشمن قدیمی میتوانند برای جلوگیری از بحرانهای بزرگتر، سازوکاری برای کنترل اختلافهای خود ایجاد کنند؟
وقتی هیچکدام نتوانست دیگری را کنار بزند
رابطه ایران و آمریکا در چهار دهه گذشته بر پایه یک هدف مشترک اما با دو مسیر متفاوت شکل گرفته است؛ واشنگتن تلاش کرده با ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی رفتار تهران را تغییر دهد و ایران نیز تلاش کرده هزینههای این فشارها را مدیریت کند و جایگاه خود را در منطقه حفظ کند.
اما نتیجه این مسیر، رسیدن هیچکدام از دو طرف به پیروزی کامل نبوده است.
تحریمهای گسترده اقتصادی، فشارهای سیاسی و عملیاتهای نظامی نتوانسته ایران را از معادلات منطقهای حذف کند. در سوی دیگر، ایران نیز نتوانسته حضور آمریکا در خاورمیانه را پایان دهد.
حاصل این وضعیت، یک بنبست طولانی است؛ بنبستی که هر دور از تنش، هزینههای تازهای برای منطقه و دو طرف ایجاد کرده است.
جنگ یک واقعیت را روشن کرد
تحلیل فارنافرز معتقد است درگیریهای اخیر یک پیام مهم برای تهران و واشنگتن داشته است؛ هیچکدام از دو طرف توانایی تحمیل خواستههای کامل خود بر دیگری را ندارد.
آمریکا با وجود برتری نظامی و اقتصادی، نمیتواند همه اهداف خود را از مسیر فشار دنبال کند. ایران نیز با وجود توان اثرگذاری منطقهای، نمیتواند آمریکا را از صحنه کنار بزند.
این شرایط، دو طرف را با یک واقعیت روبهرو کرده است؛ ادامه مسیر گذشته ممکن است هزینه بیشتری از تغییر روش داشته باشد.
تجربه برجام؛ توافقی که قربانی سیاست شد
برجام در سال ۲۰۱۵ مهمترین تلاش برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا بود. توافقی که قرار بود اختلاف هستهای را مدیریت کند و فرصتی برای کاهش فشارهای اقتصادی ایجاد کند.
اما این توافق از همان ابتدا با یک مشکل بزرگ روبهرو شد؛ اختلاف سیاسی در داخل دو کشور.
در آمریکا، مخالفان برجام آن را امتیازدهی بیش از حد به ایران میدانستند. در ایران نیز گروههایی معتقد بودند اعتماد به آمریکا نتیجهای جز هزینه ندارد.
خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، این توافق را وارد مرحله تازهای کرد و بار دیگر مسیر تحریم و تقابل را فعال کرد.
حالا تحلیلگران معتقدند تجربه برجام یک درس مهم دارد؛ حتی یک توافق فنی، بدون پشتوانه سیاسی پایدار نمیتواند دوام بیاورد.
تهران و واشنگتن دنبال دوستی نیستند
یکی از نکات اصلی تحلیل فارنافرز همین است؛ ایران و آمریکا برای کاهش تنش الزاماً نیازی به تبدیل شدن به متحد ندارند.
در سیاست بینالملل، کشورهایی وجود دارند که اختلافهای عمیق دارند، اما برای جلوگیری از بحران، کانالهای ارتباطی و قواعد مشخصی ایجاد کردهاند.
رابطه آمریکا و چین یا مسیر تغییر رابطه آمریکا و ویتنام پس از سالها جنگ، نمونههایی است که نشان میدهد دشمنی همیشگی تنها مسیر ممکن نیست.
مدل مورد بحث برای ایران و آمریکا نیز قرار نیست پایان اختلافها باشد؛ هدف، جلوگیری از تبدیل هر اختلاف به یک بحران امنیتی بزرگتر است.
تنگه هرمز؛ جایی که اختلافها به اقتصاد جهان وصل میشود
در میان پروندههای اختلافی ایران و آمریکا، تنگه هرمز جایگاه ویژهای دارد.
این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هر افزایش تنش در آن میتواند بازار نفت، حملونقل دریایی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، مدیریت این موضوع فقط یک مسئله دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست؛ بسیاری از کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی نیز نسبت به آینده این مسیر حساس هستند.
آیا مسیر تازهای آغاز میشود؟
هیچ نشانهای وجود ندارد که اختلافهای ایران و آمریکا به سرعت پایان پیدا کند. پرونده هستهای، تحریمها، مسائل منطقهای و بیاعتمادی تاریخی همچنان موانع بزرگی هستند.
با این حال، شرایط امروز با سالهای گذشته یک تفاوت دارد؛ هزینه ادامه تقابل برای هر دو طرف افزایش یافته است.
شاید تغییر اصلی در روابط ایران و آمریکا از جایی آغاز شود که دو طرف به این نتیجه برسند که مدیریت اختلاف، واقعبینانهتر از تلاش برای حذف یکدیگر است.
آشتی میان تهران و واشنگتن هنوز فاصله زیادی دارد، اما کاهش تنش میتواند مسیری باشد که آینده منطقه را تغییر دهد.
- نویسنده : سردبیر هوژان

















































