به گزارش سرویس اقتصادی هوژان، افزایش هزینه نگهداری خط تلفن ثابت در سالهای اخیر، شکل تازهای به رابطه میان مشترک و شرکت مخابرات داده است. مشترکی که ممکن است در طول ماه حتی یک تماس با تلفن ثابت نداشته باشد، همچنان بابت فعال بودن خط خود هزینه پرداخت میکند؛ موضوعی که در شرایط فشار اقتصادی، بحث درباره تناسب میان هزینه دریافتی و کیفیت خدمتی که ارائه میشود را به میان میآورد.
۶.۴ هزار میلیارد تومان درآمد در یک سال؛ سهم مشترک از این هزینه چیست؟
بر اساس اظهارات مدیرعامل شرکت مخابرات ایران، در سال ۱۴۰۴ برای نخستین بار آبونمان یا حداقل هزینه نگهداری خط تلفن ثابت به شکل قانونی در تعرفهها لحاظ شد و این تغییر حدود ۶.۴ هزار میلیارد تومان درآمد برای شرکت ایجاد کرد. اجرای این سیاست با هدف تأمین هزینه نگهداری شبکه و کمک به استمرار فعالیت زیرساخت تلفن ثابت انجام شد، اما افزایش دوباره تعرفه در سال ۱۴۰۵، ابعاد مالی این تصمیم را بزرگتر کرده است.
در سال جاری تعرفه مربوط به حداقل هزینه نگهداری خط تلفن ثابت حدود ۴۵ درصد افزایش یافته و برآوردهای اعلامشده از ایجاد حدود ۲.۶ هزار میلیارد تومان درآمد مازاد نسبت به سال گذشته حکایت دارد. به این ترتیب، طی دو سال رقم درآمد حاصل از این محل به حدود ۹ هزار میلیارد تومان میرسد؛ رقمی که در مقیاس صنعت ارتباطات قابل توجه است و طبیعتاً باید آثار آن در کیفیت و توسعه زیرساختها قابل مشاهده باشد.
وقتی قبض بالا میرود، کیفیت هم باید بالا برود
مسئله اصلی درباره افزایش تعرفه تلفن ثابت، اصل دریافت هزینه نگهداری نیست؛ پرسش درباره نسبت میان این هزینه و کیفیت خدمات است. اگر قرار است مشترک برای نگهداری خط هزینه بیشتری پرداخت کند، انتظار طبیعی این است که شبکه تلفن ثابت پایدارتر شود، خرابی خطوط سریعتر برطرف شود، کیفیت ارتباطات افزایش پیدا کند و زیرساختهای فرسوده نیز نوسازی شوند.
در بسیاری از مناطق، تجربه مشترکان تصویر متفاوتی ارائه میکند؛ خرابی خطوط، تأخیر در رفع اشکالات، کیفیت نامناسب برخی خطوط و مشکلات اینترنت ثابت همچنان بخشی از گلایههای کاربران است. همین فاصله میان افزایش هزینه و تجربه مصرفکننده، باعث شده پرسش درباره نحوه هزینهکرد منابع حاصل از تعرفههای جدید اهمیت بیشتری پیدا کند.
تلفن ثابت دیگر برای بسیاری از خانوادهها یک خدمت اصلی نیست
سبک استفاده مردم از تلفن ثابت نیز طی سالهای گذشته تغییر کرده است. گسترش تلفن همراه، پیامرسانها و تماسهای اینترنتی باعث شده تلفن ثابت در بسیاری از خانوارها کاربرد سابق را نداشته باشد. با این حال، برای بخشی از کاربران، حذف خط تلفن ثابت امکان دسترسی به اینترنت مبتنی بر بستر سیم مسی را نیز دشوار میکند و همین مسئله باعث شده برخی مشترکان خط خود را حفظ کنند.
در چنین شرایطی، دریافت حداقل هزینه نگهداری از مشترکی که مصرف بسیار محدودی دارد، میتواند از منظر اقتصادی محل بحث باشد. هزینه نگهداری شبکه باید از محل یک مدل درآمدی پایدار تأمین شود، اما این مدل زمانی برای مصرفکننده قابل پذیرشتر خواهد بود که کیفیت خدمات، سرعت پاسخگویی و میزان سرمایهگذاری روی شبکه نیز متناسب با آن رشد کند.
۲.۶ هزار میلیارد تومان درآمد تازه؛ شبکه چه چیزی دریافت میکند؟
افزایش تعرفه زمانی میتواند برای مشترک قابل دفاع باشد که مشخص شود درآمد جدید چه خروجی مشخصی ایجاد خواهد کرد. آیا این منابع صرف توسعه فیبرنوری میشود؟ آیا برای بازسازی شبکههای فرسوده تلفن ثابت هزینه خواهد شد؟ آیا قرار است کیفیت اینترنت ثابت ارتقا پیدا کند یا منابع جدید عمدتاً صرف هزینههای جاری شرکت خواهد شد؟
پاسخ روشن به این پرسشها میتواند بخش مهمی از ابهامات موجود را برطرف کند. وقتی یک شرکت خدماتی از افزایش قابل توجه درآمد خود خبر میدهد، افکار عمومی انتظار دارد درباره محل مصرف این منابع نیز گزارش شفاف ارائه شود. عدد درآمد زمانی برای مشترک معنا پیدا میکند که اثر آن را در زندگی روزمره و کیفیت خدمات ارتباطی مشاهده کند.
مشکل اصلی، عدد تعرفه نیست؛ نبود رابطه روشن میان هزینه و خدمت است
در اقتصاد خدمات عمومی، افزایش قیمت زمانی قابل پذیرش است که میان مبلغ پرداختی و سطح خدمات رابطهای روشن وجود داشته باشد. مشترک باید بداند هزینهای که پرداخت میکند، چه بخشی از هزینه نگهداری شبکه را پوشش میدهد و چه مقدار از آن برای توسعه و ارتقای زیرساخت کنار گذاشته میشود.
در مورد تلفن ثابت نیز همین قاعده اهمیت دارد. اگر تعرفهها افزایش پیدا کنند، اما کیفیت شبکه تغییر محسوسی نداشته باشد، فاصله میان هزینه و خدمت بیشتر میشود. در چنین شرایطی، افزایش قبض میتواند برای مصرفکننده بیشتر شبیه انتقال هزینههای ساختاری شرکت باشد تا مشارکت مستقیم در توسعه زیرساخت ارتباطی.
فیبرنوری؛ آزمون بزرگ برای درآمدهای جدید مخابرات
مخابرات ایران در سالهای اخیر همزمان با طرح توسعه فیبرنوری و تغییرات گسترده در بازار ارتباطات ثابت، با هزینههای سنگین توسعه شبکه مواجه است. عبور از شبکههای قدیمی و حرکت به سمت زیرساختهای پرسرعت، سرمایهگذاری قابل توجهی نیاز دارد و طبیعی است که شرکت برای تأمین منابع مالی به درآمد پایدار احتیاج داشته باشد.
با این حال، توسعه زیرساخت زمانی میتواند افزایش هزینه برای مشترکان را توجیه کند که مسیر هزینهکرد منابع شفاف باشد و نتیجه آن در کیفیت خدمات دیده شود. اگر درآمدهای جدید قرار است بخشی از هزینه توسعه شبکه را تأمین کنند، اعلام برنامه مشخص، میزان سرمایهگذاری و شاخصهای قابل سنجش میتواند اعتماد مشترکان را افزایش دهد.
قبض بیشتر، انتظار بیشتر
ماجرای افزایش ۴۵ درصدی تعرفه تلفن ثابت را نمیتوان صرفاً در قالب یک تغییر عددی در قبض مشترکان بررسی کرد. پشت این افزایش، حدود ۲.۶ هزار میلیارد تومان درآمد تازه برای شرکت مخابرات ایران قرار دارد؛ منابعی که باید مشخص شود چه نقشی در بازسازی شبکه، توسعه زیرساخت، بهبود اینترنت ثابت و افزایش کیفیت ارتباطات خواهند داشت.
اکنون انتظار اصلی مشترکان یک پاسخ روشن است: اگر قرار است هزینه نگهداری خط تلفن ثابت افزایش پیدا کند، سهم مردم از این افزایش هزینه در قالب خدمات بهتر چیست؟ درآمد جدید مخابرات زمانی میتواند برای مشترکان قابل دفاع باشد که نتیجه آن در کیفیت ارتباطات دیده شود؛ در غیر این صورت، افزایش رقم قبض بدون تغییر محسوس در خدمت، پرسشهای بیشتری درباره مدل اقتصادی و شیوه مدیریت شبکه ایجاد خواهد کرد.
- نویسنده : سردبیر هوژان















































