ویژه هوژان| پشت پرده بحران بنزین؛ متهمی که هیچ‌کس حاضر نیست نامش را ببرد
ویژه هوژان| پشت پرده بحران بنزین؛ متهمی که هیچ‌کس حاضر نیست نامش را ببرد
اگر امروز از هر شهروندی بپرسید بزرگ‌ترین مشکل بنزین در ایران چیست، احتمالاً پاسخ‌های مشابهی خواهید شنید؛ بنزین ارزان است، مردم زیاد مصرف می‌کنند، قاچاق سوخت وجود دارد یا پالایشگاه‌ها پاسخگوی نیاز کشور نیستند. این روایت‌ها سال‌هاست تکرار می‌شوند، اما کمتر کسی سراغ پرسش اصلی می‌رود؛ آیا واقعاً متهم اصلی بحران بنزین، مردم هستند یا جایی دیگر باید دنبال ریشه ماجرا گشت؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، ایران هر روز بیش از ۱۲۵ میلیون لیتر بنزین مصرف می‌کند؛ عددی که حتی برای بسیاری از کشورهای صنعتی نیز قابل توجه است. کشوری که یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد، حالا با پدیده‌ای روبه‌روست که کارشناسان از آن با عنوان «بحران بهره‌وری انرژی» یاد می‌کنند؛ بحرانی که هر سال میلیاردها تومان از منابع عمومی را می‌بلعد، اما همچنان در تحلیل‌های رسمی، آدرس اشتباه داده می‌شود.

سال‌هاست ساده‌ترین نسخه برای توضیح این وضعیت، پایین بودن قیمت بنزین است؛ نسخه‌ای که اگرچه بخشی از واقعیت را بازگو می‌کند، اما نمی‌تواند همه ابعاد مسئله را توضیح دهد. اگر ارزان بودن سوخت، تنها عامل مصرف بالا بود، کشورهای نفت‌خیزی مانند عربستان، کویت، قطر و امارات نیز باید با شرایطی مشابه ایران روبه‌رو می‌شدند در حالی که آمارهای بین‌المللی چنین تصویری را تأیید نمی‌کنند.

بررسی داده‌های Global Petrol Prices و گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) نشان می‌دهد در بسیاری از کشورها، قیمت سوخت تنها یکی از متغیرهای مدیریت مصرف است. کیفیت خودرو، استاندارد موتور، حمل‌ونقل عمومی، بهره‌وری انرژی، توسعه شهری و سیاست‌های مالیاتی، نقش تعیین‌کننده‌تری در میزان مصرف دارند. درست همان حلقه‌هایی که سال‌هاست در ایران یا نادیده گرفته شده‌اند یا با سرعتی بسیار کند حرکت می‌کنند.

کافی است به خیابان‌های شهرهای ایران نگاه کنیم؛ بخش بزرگی از ناوگان خودرویی کشور همچنان بر پایه پلتفرم‌هایی تولید می‌شود که فناوری آن‌ها متعلق به دو دهه قبل است. خودروهایی که در بسیاری از بازارهای جهانی سال‌هاست از خط تولید خارج شده‌اند، هنوز با همان موتور، همان وزن و همان مصرف سوخت در خیابان‌های ایران تردد می‌کنند. نتیجه روشن است؛ هر کیلومتر حرکت، هزینه‌ای مضاعف بر اقتصاد کشور تحمیل می‌کند.

براساس داده‌های IEA، میانگین مصرف خودروهای جدید در کشورهای توسعه‌یافته حدود ۵ تا ۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است و در بسیاری از خودروهای هیبریدی این عدد حتی به کمتر از ۴ لیتر می‌رسد. در مقابل، مصرف واقعی بسیاری از خودروهای تولید داخل در ترافیک شهری، بین ۸ تا ۱۱ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برآورد می‌شود. این یعنی میلیون‌ها خودرو، روزانه میلیون‌ها لیتر بنزین بیشتر از استاندارد جهانی مصرف می‌کنند؛ عددی که در پایان سال، به میلیاردها لیتر می‌رسد.

مسئله تنها به موتورهای قدیمی محدود نمی‌شود. وزن بالا، طراحی نامناسب، راندمان پایین، کیفیت قطعات، فرسودگی ناوگان و ضعف فناوری تولید، زنجیره‌ای را شکل داده که نتیجه آن، مصرف افسارگسیخته سوخت است در چنین شرایطی، حتی اگر قیمت بنزین چند برابر شود، خودرو همچنان همان میزان سوخت را خواهد سوزاند، زیرا توان فنی برای کاهش مصرف ندارد.

همین جاست که مسیر تحلیل تغییر می‌کند. بحران بنزین ایران، پیش از آنکه در جایگاه‌های سوخت شکل بگیرد در خطوط تولید خودروسازان متولد شده است. هر خودروی کم‌بازده‌ای که از کارخانه خارج می‌شود، تعهدی بلندمدت برای مصرف بیشتر بنزین بر دوش اقتصاد کشور می‌گذارد؛ تعهدی که هزینه آن را نه کارخانه، بلکه دولت و مردم پرداخت می‌کنند.

اگر تنها ۱۰ درصد از مصرف روزانه بنزین کشور کاهش یابد، حدود ۱۲.۵ میلیون لیتر بنزین در روز صرفه‌جویی خواهد شد. این عدد در مقیاس سالانه به بیش از ۴.۵ میلیارد لیتر می‌رسد؛ رقمی معادل ظرفیت تولید یک پالایشگاه متوسط. ارزش اقتصادی چنین صرفه‌جویی با قیمت‌های منطقه‌ای به میلیاردها دلار می‌رسد؛ منابعی که می‌تواند صرف توسعه مترو، خرید ناوگان حمل‌ونقل عمومی، نوسازی خودروهای فرسوده یا سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی شود.

در بسیاری از کشورهای جهان، رقابت خودروسازان بر سر کاهش چند دهم لیتر مصرف سوخت است. میلیاردها دلار صرف توسعه موتورهای کم‌مصرف، خودروهای برقی و فناوری‌های نو می‌شود، زیرا آینده صنعت خودرو را بهره‌وری تعیین می‌کند. در ایران اما همچنان بخش بزرگی از تولیدات داخلی، با همان الگوهای قدیمی عرضه می‌شوند؛ محصولاتی که مصرف سوخت بالای آن‌ها، عملاً یارانه انرژی را مستقیماً به موتور خودرو منتقل می‌کند.

در چنین شرایطی، هر بار که بحث افزایش قیمت بنزین مطرح می‌شود، نگاه‌ها به سمت مردم می‌رود؛ در حالی که پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است. آیا پیش از آنکه از شهروندان انتظار صرفه‌جویی داشته باشیم، نباید از صنعت خودرو درباره راندمان محصولاتش پاسخ بخواهیم؟ آیا می‌توان از مردم خواست کمتر بنزین بسوزانند، وقتی خودرو اساساً برای مصرف پایین طراحی نشده است؟

آنچه امروز به نام بحران بنزین شناخته می‌شود، بیش از آنکه بحران تولید باشد، بحران سیاست‌گذاری است. سال‌ها تمرکز بر افزایش ظرفیت پالایشگاه‌ها، بدون اصلاح کیفیت خودروها، شبیه پر کردن مخزنی است که از پایین سوراخ شده است. هرچه تولید بیشتر شود، مصرف نیز با همان سرعت بالا می‌رود و دوباره کشور در نقطه آغاز قرار می‌گیرد.

گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد میانگین مصرف روزانه بنزین طی سال‌های اخیر پیوسته روندی صعودی داشته و در ایام تعطیلات از ظرفیت تولید برخی پالایشگاه‌ها نیز فراتر رفته است. این یعنی حتی توسعه صنعت پالایش نیز بدون اصلاح الگوی مصرف، راه‌حل پایدار نخواهد بود.

امروز شاید زمان آن رسیده باشد که جای متهم و شاکی عوض شود. مردم، آخرین حلقه این زنجیره‌اند؛ حلقه‌ای که محصول نهایی را مصرف می‌کند. حلقه‌های اصلی، جایی پیش از آن قرار دارند؛ در سیاست‌گذاری، در فناوری، در صنعت خودرو و در تصمیم‌هایی که سال‌هاست آینده انرژی کشور را به تعویق انداخته‌اند.

بحران بنزین ایران را نمی‌توان فقط با قیمت حل کرد. تا زمانی که خودروهای کم‌بازده، خیابان‌های کشور را پر کرده‌اند، هر لیتر بنزینی که تولید می‌شود، بخشی از ثروت ملی را به دود تبدیل خواهد کرد. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «چقدر بنزین تولید کنیم؟» یک سؤال ساده‌تر اما مهم‌تر مطرح شود؛ چرا هنوز خودروهایی تولید می‌شوند که آینده انرژی ایران را می‌سوزانند؟

  • نویسنده : سردبیر هوژان