به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، تابستان امسال برای صنعت سفر با یک نشانه قابل تأمل شروع شده است؛ کاهش رفتوآمد مسافران و تغییر شکل سفرهای خانوادگی. تعطیلی مدارس و آغاز فصل سفر نتوانسته موج همیشگی مسافرتهای تابستانی را تکرار کند و افزایش هزینههای زندگی، تصمیم بسیاری از خانوادهها را پیش از انتخاب مقصد مشخص کرده است. آمارها میگویند ۵۵ درصد خانوارهای ایرانی طی سال گذشته حتی یک سفر تفریحی نداشتهاند؛ عددی که وقتی کنار هزینههای فعلی سفر قرار میگیرد، معنای اقتصادی روشنتری پیدا میکند.
برآورد هزینه یک سفر اقتصادی سهروزه برای خانواده سهنفره به حدود ۶۰ میلیون تومان رسیده است. این رقم برای بسیاری از خانوارها در شرایطی مطرح میشود که بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه صرف اجاره، خوراک، درمان و سایر هزینههای ضروری میشود. در همین دوره سهم تفریح و فرهنگ از هزینه خانوار از ۳.۵ درصد به ۱.۳ درصد کاهش یافته؛ یعنی خانوارها در زمان محدود شدن درآمد، هزینههای تفریحی را زودتر از بسیاری از اقلام دیگر کنار میگذارند.
روایت خانوادههایی که هنوز سفر میروند هم تغییر کرده است. یکی از پدران خانواده درباره برنامه سفر امسال میگوید: اگر قرار باشد که سفر کنند، هدف اصلی چند روز هواخوری برای بچههاست؛ اقامت در چادر، غذای همراه و حذف رستوران و مسافرخانه، راهی برای پایین آوردن هزینههاست. نان و پنیر، گوجه و خیار، تخممرغ آبپز و گاهی ماکارونی، بادمجان یا جوجه خانگی جای غذا خوردن در رستوران را گرفته و هزینه اقامت نیز تا جای ممکن حذف شده است.
این تغییر فقط به نحوه هزینهکرد در سفر محدود نیست و ترکیب سفرهای انجامشده نیز تغییر کرده است. سهم سفرهای تفریحی در یک دهه از ۳۶ درصد به ۲۲ درصد رسیده، در حالی که سهم سفرهای درمانی از ۷ درصد به ۱۷ درصد افزایش پیدا کرده است. بخشی از سفرهایی که امروز در آمار ثبت میشوند، برای استراحت و تفریح نیستند و مقصد آنها پزشک، بیمارستان یا مراکز درمانی شهرهای بزرگ است.
در سفرهای زیارتی نیز کاهش مشاهده میشود و سهم این سفرها به حدود نصف گذشته رسیده است. کنار هم گذاشتن این ارقام نشان میدهد مسئله فقط «کم شدن مسافرت» نیست؛ نوع سفر هم تحت تأثیر وضعیت اقتصادی خانوار تغییر کرده است. وقتی سفر تفریحی سهم کمتری پیدا میکند و سفر درمانی افزایش مییابد، جاده همچنان شلوغ است اما کارکرد سفر تغییر کرده است.
خانوادههایی که قصد سفر دارند، برای کنترل هزینهها بیش از گذشته به چادر و غذای خانگی متکی شدهاند. اقامتگاههای رسمی، رستوران و خرید سوغات از نخستین گزینههایی هستند که حذف میشوند. حتی خرید یک سوغات ساده هم برای خانوادهای که باید هزینه بنزین و برگشت را مدیریت کند، میتواند به معنای افزایش هزینهای باشد که در برنامه مالی سفر جایی برای آن وجود ندارد.
خودرو نیز هزینههای جداگانهای به مسافرت اضافه میکند. افزایش قیمت قطعات یدکی، روغن موتور، تعمیرات و عوارض جادهای باعث شده هزینه سفر با خودرو شخصی تنها به بنزین محدود نباشد. یک خرابی فنی، پنچری یا جریمه رانندگی میتواند چند میلیون تومان به هزینه سفر اضافه کند؛ هزینههایی که خانواده معمولاً هنگام برآورد اولیه سفر در نظر نمیگیرد و در صورت وقوع، مستقیماً بودجه سفر را تحت فشار قرار میدهد.
این وضعیت به کسبوکارهای گردشگری نیز رسیده است. رستورانهای شهری، بهویژه در شهرهای زیارتی، با کاهش مشتری مواجه شدهاند و برخی واحدها برای کاهش هزینهها تعدیل نیرو کرده یا تعطیل شدهاند. رستورانهای بینراهی نیز برای حفظ مشتری با مسئله قیمت مواجهاند؛ کاهش قیمت بدون کاهش هزینههای تولید برای این واحدها ممکن نیست و کاهش کیفیت هم میتواند مشتری را از دست آنها دور کند.
هتلها و اقامتگاههای بومگردی نیز در شرایط مشابهی قرار دارند. هزینه آب، برق، مالیات و حقوق کارکنان همچنان پرداخت میشود، اما کاهش مسافر درآمد این واحدها را پایین آورده است. بر اساس اطلاعات مطرحشده، سوددهی فعالان گردشگری به حدود یکسوم سال گذشته رسیده و تعدیل نیرو در بخشی از این کسبوکارها به یکی از راههای کاهش هزینه تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، کاهش سفر را نمیتوان صرفاً یک تغییر در سبک تعطیلات خانوار دانست. وقتی سهم هزینه تفریح و فرهنگ از ۳.۵ درصد به ۱.۳ درصد میرسد و بیش از نیمی از خانوارها در یک سال حتی یک سفر تفریحی نداشتهاند، موضوع مستقیماً با قدرت خرید خانوار ارتباط پیدا میکند. سفر در این وضعیت به یکی از هزینههایی تبدیل شده که خانوار هنگام کم شدن درآمد یا افزایش هزینههای ضروری، سریعتر از سایر مخارج حذف میکند.
مسئله مهمتر این است که اثر این کاهش تقاضه در زنجیرهای بزرگتر دیده میشود؛ خانواده کمتر سفر میکند، رستوران مشتری کمتری دارد، اقامتگاه با ظرفیت خالی فعالیت میکند و کسبوکار گردشگری برای جبران کاهش درآمد به سمت کاهش نیروی انسانی میرود. به این ترتیب، کاهش قدرت خرید خانوار از داخل خانه شروع میشود و در مقصد گردشگری به کاهش درآمد و اشتغال میرسد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، مسئله فقط خلوتتر شدن جادههای تابستانی نخواهد بود. کاهش سفر به معنای کوچکتر شدن بازار گردشگری داخلی و فشار بیشتر بر کسبوکارهایی است که بخش مهمی از درآمدشان به مسافر وابسته است؛ بازاری که در آن، قدرت خرید مصرفکننده تعیین میکند رستوران چند مشتری داشته باشد، هتل چند اتاقش را پر کند و خانواده چند روز از سال را بتواند از خانه دور باشد.
تابستان امسال شاید بیش از هر زمان دیگری نشان دهد که وضعیت سفر، آینه وضعیت جیب خانوار است؛ وقتی ۶۰ میلیون تومان برای یک سفر سهروزه رقم میخورد و سهم تفریح از مخارج خانوار به ۱.۳ درصد میرسد، خلوت شدن جاده دیگر یک اتفاق ساده گردشگری نیست، یک علامت اقتصادی است.
- نویسنده : عبدالحمید گل افشان















































