به گزارش سرویس فناوری هوژان، سیدستار هاشمی در اظهارات اخیر خود به جریانی اشاره کرده که دسترسی گسترده مردم به اینترنت را ضرورتی عمومی نمیداند و معتقد است اینترنت برای حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد جمعیت کشور کفایت میکند. این نگاه در شرایطی مطرح میشود که اینترنت برای بخش بزرگی از فعالیتهای روزمره مردم به زیرساخت تبدیل شده و آموزش، کسبوکار، ارتباطات، خدمات بانکی و بسیاری از امور اداری به آن وابسته است.
مسئله اینترنت دیگر در محدوده دانشگاه و مراکز پژوهشی باقی نمانده است. فروشگاههای آنلاین، مشاغل خانگی، کسبوکارهای خرد، تولیدکنندگان محتوا، رانندگان پلتفرمی و حتی بسیاری از خدمات عمومی برای ادامه فعالیت خود به ارتباط پایدار نیاز دارند. به همین دلیل، هر تصمیمی درباره سطح دسترسی به اینترنت، دامنهای بسیار فراتر از کاربران حرفهای فناوری پیدا میکند و مستقیماً با اقتصاد روزمره خانوارها گره میخورد.
اینترنت طبقاتی؛ مسئلهای فراتر از یک اختلاف فنی
اگر اینترنت به ابزاری تبدیل شود که سطح دسترسی به آن بر اساس گروههای اجتماعی یا میزان استفاده تعیین شود، عملاً نوعی شکاف دیجیتال شکل میگیرد. در چنین شرایطی گروهی از کاربران به اینترنت گستردهتر و پایدارتر دسترسی خواهند داشت و گروهی دیگر با محدودیتهای بیشتری مواجه میشوند. نتیجه چنین رویکردی میتواند افزایش فاصله میان شهروندان، کسبوکارها و حتی مناطق مختلف کشور باشد.
تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده است که کیفیت و دسترسی به اینترنت مستقیماً بر فعالیت اقتصادی اثر میگذارد. اختلال یا کاهش سرعت، برای کاربری که صرفاً در شبکههای اجتماعی حضور دارد شاید یک مشکل ارتباطی تلقی شود، اما برای کسبوکاری که فروش، تبلیغات، ارتباط با مشتری و دریافت سفارش خود را از طریق اینترنت انجام میدهد، میتواند به معنای از دست رفتن درآمد باشد.
از همین زاویه، مخالفت با محدود کردن اینترنت به بخش کوچکی از جامعه را باید در چارچوب اقتصاد دیجیتال نیز بررسی کرد. توسعه خدمات آنلاین، کسبوکارهای نوپا و اقتصاد مبتنی بر داده زمانی امکان رشد پیدا میکند که دسترسی به زیرساخت ارتباطی گسترده، پایدار و قابل پیشبینی باشد. محدود کردن دامنه کاربران میتواند اندازه بازار دیجیتال را کوچک کند و انگیزه سرمایهگذاری در این حوزه را کاهش دهد.
شبکه ملی اطلاعات در برابر اینترنت؟
یکی دیگر از محورهای مطرحشده از سوی وزیر ارتباطات، دوگانهسازی میان اینترنت و شبکه ملی اطلاعات است. این دو مفهوم از نظر کارکرد یکسان نیستند و قرار دادن آنها در برابر یکدیگر میتواند بحث درباره توسعه زیرساخت ارتباطی کشور را از مسیر اصلی خارج کند. شبکه ملی اطلاعات میتواند بستر توسعه خدمات داخلی باشد، در حالی که اینترنت امکان ارتباط با شبکه جهانی و دسترسی به منابع، بازارها و فناوریهای خارج از کشور را فراهم میکند.
توسعه شبکه ملی اطلاعات لزوماً به معنای حذف یا بیاهمیت شدن ارتباطات بینالمللی نیست. یک زیرساخت ارتباطی قدرتمند میتواند هم خدمات داخلی را با کیفیت بیشتری ارائه کند و هم ارتباط ایران با جهان را حفظ کند. مسئله اصلی این است که کاربر ایرانی در زمان استفاده از خدمات دیجیتال، کیفیت، سرعت، امنیت و دسترسی قابل اتکایی داشته باشد و میان این اجزای مختلف یک تقابل مصنوعی شکل نگیرد.
وزیر ارتباطات همچنین بر ضرورت توسعه اقتصادی و رقابتی شبکه ملی اطلاعات تأکید کرده است. این بخش از ماجرا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا حتی اگر زیرساخت داخلی توسعه پیدا کند، در صورت نبود رقابت، امکان کاهش کیفیت یا افزایش هزینه خدمات وجود دارد. تجربه بسیاری از بازارهای انحصاری نشان داده است که وقتی رقابت از بین برود، فشار لازم برای سرمایهگذاری، تحقیق و توسعه و ارتقای کیفیت نیز کاهش پیدا میکند.
انحصار؛ حلقه گمشده کیفیت اینترنت
کیفیت اینترنت تنها به میزان پهنای باند یا تعداد دکلها وابسته نیست. ساختار بازار، میزان رقابت میان ارائهدهندگان خدمات، کیفیت تجهیزات، سرمایهگذاری اپراتورها و وضعیت زیرساختهای انتقال همگی در تجربه نهایی کاربر نقش دارند. از همین رو، سیاستگذاری برای اینترنت باید همزمان به توسعه زیرساخت و ایجاد فضای رقابتی توجه کند.
هاشمی با اشاره به تجربه برخی صنایع، انحصار را یکی از عواملی دانسته که میتواند انگیزه ارتقای کیفیت را کاهش دهد. این مسئله در بازار ارتباطات اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا فناوری با سرعت زیادی تغییر میکند و شبکهای که امروز پاسخگوی نیاز کاربران است، ممکن است در مدت کوتاهی به سرمایهگذاری جدید نیاز داشته باشد.
در این میان، وزارت ارتباطات توسعه زیرساخت در لایههای مختلف شبکه، از هسته و دسترسی گرفته تا درگاههای بینالمللی را در دستور کار قرار داده است. اهمیت این رویکرد در آن است که کیفیت اینترنت را نمیتوان با یک اقدام مقطعی اصلاح کرد. اینترنت پایدار به زنجیرهای از زیرساختها وابسته است و ضعف هر بخش میتواند تجربه کاربر نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی بدون اینترنت جهانی چه سرنوشتی دارد؟
بحث اینترنت در شرایط فعلی یک ضلع مهم دیگر نیز دارد؛ هوش مصنوعی. توسعه این فناوری به دسترسی به داده، ارتباط با مراکز علمی، سرویسهای پردازشی، ابزارهای بینالمللی و تبادل دانش وابسته است. کشوری که بخواهد در این حوزه رقابت کند، نمیتواند ارتباط خود را با جریان جهانی فناوری قطع یا محدود کند.
هوش مصنوعی یک صنعت منزوی نیست که بتوان آن را بدون ارتباط گسترده با جهان توسعه داد. مدلها، دادهها، زیرساختهای پردازشی، پژوهشهای دانشگاهی و ابزارهای توسعهدهندگان در شبکهای جهانی به یکدیگر متصل هستند. هر اندازه دسترسی متخصصان و شرکتهای ایرانی به این زنجیره دشوارتر شود، هزینه توسعه فناوری افزایش پیدا میکند.
از این منظر، کیفیت اینترنت دیگر صرفاً مسئلهای مربوط به پیامرسانها یا شبکههای اجتماعی نیست. آینده بسیاری از حوزههای فناوری، از خدمات ابری و تجارت الکترونیک گرفته تا هوش مصنوعی و اقتصاد داده، به ارتباط پایدار و گسترده با شبکه جهانی وابسته است. محدودیت ارتباطی میتواند در بلندمدت به کاهش توان رقابتی اقتصاد دیجیتال ایران منجر شود.
شفافیت؛ مطالبهای که از خود اینترنت مهمتر است
وزیر ارتباطات در بخش دیگری از اظهارات خود بر ضرورت شفافیت در تصمیمگیریهای فضای مجازی تأکید کرده است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تصمیمات مربوط به اینترنت مستقیماً بر زندگی میلیونها کاربر اثر میگذارد. وقتی تصمیمی درباره سطح دسترسی، کیفیت شبکه یا محدودیتهای ارتباطی گرفته میشود، جامعه باید بداند تصمیم در چه چارچوبی، با چه استدلالی و توسط چه نهادی اتخاذ شده است.
تصمیمگیری پشت درهای بسته، بدون توضیح روشن درباره دلایل و پیامدها، زمینه شکلگیری شایعه و بیاعتمادی را فراهم میکند. در مقابل، اطلاعرسانی شفاف میتواند حتی در شرایطی که تصمیمات دشوار هستند، امکان گفتوگوی منطقی میان دولت، کارشناسان، کسبوکارها و کاربران را فراهم کند.
موضوع دیگری که در این میان مطرح شده، حدود اختیارات قانونی دولت است. هرچه ساختار تصمیمگیری در حوزه فناوری پیچیدهتر شود، تعیین دقیق مسئولیتها اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر نهادی تصمیم بگیرد و نهادی دیگر مسئول پیامدهای آن باشد، پاسخگویی نیز دشوار خواهد شد. حکمرانی مؤثر در فضای مجازی نیازمند مشخص بودن مسئولیت و امکان ارزیابی عملکرد تصمیمگیران است.
فضای مجازی؛ تهدید یا میدان رقابت؟
رویکرد دیگری که در اظهارات وزیر ارتباطات دیده میشود، نگاه متفاوت به حضور ایران در سکوهای خارجی است. مسئله را میتوان میان دو انتخاب «ترک میدان» و «حضور فعال» تعریف کرد. اگر فضای مجازی به میدان رقابت افکار، فرهنگ و اقتصاد تبدیل شده باشد، غیبت از این میدان لزوماً به معنای کاهش اثرگذاری دیگران نیست.
حضور مؤثر در سکوهای بینالمللی نیازمند تولید محتوای حرفهای، شناخت مخاطب، زبان مناسب و برنامهریزی مستمر است. در چنین مدلی، کاربر ایرانی صرفاً مصرفکننده محتوای خارجی نیست و میتواند تولیدکننده و توزیعکننده محتوای ایرانی برای مخاطب جهانی نیز باشد.
در نهایت، اختلاف بر سر اینترنت را نمیتوان صرفاً دعوایی میان موافقان و مخالفان فیلترینگ یا طرفداران و منتقدان شبکه ملی اطلاعات دانست. مسئله اصلی به این پرسش بازمیگردد که ایران چه تصویری از آینده اقتصاد و جامعه دیجیتال خود دارد؛ آیندهای که در آن اینترنت میتواند زیرساخت رشد اقتصادی و فناوری باشد یا به حوزهای محدود و طبقهبندیشده تبدیل شود.
آنچه از موضع اخیر وزارت ارتباطات برمیآید، تأکید بر حفظ دسترسی عمومی، توسعه شبکه ملی اطلاعات در کنار ارتباطات جهانی، کاهش انحصار و افزایش شفافیت است. تحقق این اهداف البته به تصمیمهای اجرایی و سیاستهای نهادهای مختلف وابسته است. در این میان، معیار موفقیت را باید در تجربه واقعی کاربر سنجید؛ اینترنتی که پایدار، باکیفیت، رقابتی و قابل دسترس باشد و بتواند هم نیازهای روزمره مردم را پاسخ دهد و هم مسیر توسعه فناوری کشور را باز نگه دارد.
- نویسنده : سردبیر هوژان















































