به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، سال ها از تصویب طرح ملی پزشک خانواده و نظام ارجاع میگذرد؛ طرحی که به عنوان یکی از محورهای اساسی تحول در نظام سلامت ایران معرفی شد، اما در فرآیند اجرا با چالش های متعددی مواجه شده است. ضرورت دارد نگاهی واقعبینانه به این طرح بیندازیم؛ طرحی که تحقق کامل آن میتواند بسیاری از ناترازیهای حوزه درمان را مرتفع سازد.
مردم از یک سو و مدیران نظام سلامت از سوی دیگر، هر دو بر لزوم اجرای کامل این طرح تأکید دارند، اما آنچه در میانه راه رخ داده، فاصله میان شعار و عمل است. گفتوگو با چندین پزشک عمومی در مراکز جامع سلامت نشان میدهدکه نظام ارجاع همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. یکی از این پزشکان میگوید: بیماران بدون نامه ارجاع به مطب متخصصان مراجعه میکنند و عملاً سیستم ارجاع دور زده میشود. همچنین گفتوگو با بیماران در شهرستان ها حاکی از آن است که بسیاری از مردم هنوز با مفهوم پزشک خانواده و نحوه استفاده از آن آشنایی کامل ندارند.
آسیب شناسی دقیق این طرح نشان میدهد که سه مانع اصلی پیش روی آن قرار دارد: نبود زیر ساخت های الکترونیک یکپارچه، کمبود نیروی انسانی متخصص در مناطق محروم، و ضعف در فرهنگ سازی برای آشنایی مردم با این نظام.پزشک خانواده به عنوان حلقه وصل مردم با نظام سلامت تعریف شده، اما تا زمانی که امکانات سختافزاری و نرمافزاری لازم برای آن فراهم نشود و مردم با حقوق و تکالیف خود در این نظام آشنا نباشند، این طرح نمیتواند به اهداف خوددست یابد. آنچه در گزارشهای میدانی مشهوداست،باربالای کاری پزشکان خانواده و کمبود پزشک درمراکز روستایی و حاشیه شهرهاست.
اجرای موفق پزشک خانواده نیازمند عزمی ملی و فرابخشی است؛ عزمی که از مجلس و دولت آغاز و تا رسانهها و مردم ادامه مییابد. تا وقتی نظام ارجاع صرفاً روی کاغذ باقی بماند، هزینههای سلامت افزایش مییابد، مرا جعات بیرویه به بیمارستانها ادامه مییابد و عدالت در دسترسی به خدمات درمانی با چالش مواجه میشود. ارائه نقد منصفانه و سازنده، میتواند نقشه راهی برای رفع موانع پیش روی این طرح حیاتی ترسیم کند، به شرط آنکه این نقدها با نگاهی تخصصی و مستند ارائه شوند.
تجربه کشورهای موفق درحوزه سلامت نشان میدهد که پزشک خانواده،ستون فقرات هر نظام سلامت کارآمدی است. در این کشورها، نظام ارجاع به درستی عمل میکند، هزینههای درمان مدیریت میشود ومردم به خدمات اولیه بهداشتی دسترسی آسان دارند. اما در ایران، با وجود گذشت بیش از یک دهه از آغاز اجرای پایلوت این طرح، همچنان در بسیاری از استانها شاهد اجرای ناقص آن هستیم. بررسی آ مارهای رسمی نشان میدهدکه در برخی مناطق محروم، نسبت پزشک خانواده به جمعیت بسیار پایینتر از استانداردهای جهانی است.
و این موضوع،یکی ازدلایل اصلی مراجعه مستقیم مردم به بیمارستانها محسوب میشود.
گفت وگو با مدیران بهداشتی چند استان نشان میدهد که تأمین مالی پایدار برای این طرح،یکی ازدغدغههای اصلی آنهاست اعتبارات در نظر گرفته شده برای پزشک خانواده، پاسخگوی نیازهای واقعی نیست و این موضوع، کیفیت خدمات را تحت تأثیر قرار داده است؛ همچنین، نبود سیستم تشویقی مؤثر برای پزشکانی که در مناطق محروم خدمت میکنند، باعث شده است که تمایل چندانی برای حضور در این مناطق وجود نداشته باشد و این خلأ، به ویژه در مناطق روستایی و عشایری کاملاً محسوس است.
رسانهها میتوانند نقش راهبردی در تبیین صحیح این طرح و آگاهیبخشی به مردم ایفا کنند.معرفی نمونههای موفق، بیان تجربههای زیسته مردم، و انعکاس دغدغههای پزشکان و بیماران، از جمله و ظا یفی است که بر عهده اصحاب رسانه قرار دارد. اگر رسانهها با نگاهی دقیق و متعهدانه به سراغ این موضوع بروند، میتوانند زمینهساز تحولی اساسی در نحوه مواجهه جامعه با نظام سلامت شوند و گامی مؤثر در جهت تحقق عدالت سلامت بردارند.
پزشک خانواده، نه یک طرح تشریفاتی، که ضرورتی اجتناب ناپذیر برای آینده سلامت کشور است.
تحقق کامل آن، نیازمند همت همگانی،برنامهریزی دقیق و نظارت مستمر است. روزی که هر خانواده ایرانی یک پزشک خانواده داشته باشدو نظام ارجاع به درستی عمل کند، روزی خواهد بودکه نظام سلامت کشور به نقطه مطلوب خود رسیده و مردم باخاطری آسوده ترازخدمات درمانی بهرهمند خواهند شد.تا آن روز،امید که این مسیر با همت و پشتکار همه دستاندرکاران، هموارتر از پیش ادامه یابد.
- نویسنده : عبدالحمید گلافشان
















































