به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، تابستانهای گذشته، بسیاری از مدارس غیرانتفاعی پیش از پایان تیرماه بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را تکمیل میکردند؛ خانوادهها برای ثبتنام زودهنگام رقابت داشتند و بعضی مدارس حتی فهرست انتظار تشکیل میدادند. امسال اما روایت دیگری در جریان است.
آنچه این روزها در بسیاری از دفاتر ثبتنام دیده میشود، صرفاً کاهش مراجعه خانوادهها نیست؛ این صحنه از تغییر محاسبات اقتصادی مردمی حکایت دارد که جنگ، شیوه تصمیمگیریشان را هم تغییر داده است.
با تغییر روند آموزش و برگزاری گسترده کلاسها به شکل مجازی، بسیاری از خانوادهها این پرسش را مطرح کردهاند که وقتی بخش عمده آموزش از طریق تلفن همراه یا رایانه انجام میشود، پرداخت شهریههای چند ده یا حتی چندصد میلیون تومانی چه تفاوتی با تحصیل در مدارس دولتی دارد؟
همین پرسش، آرامآرام به تصمیمی مشترک میان بخشی از خانوادهها تبدیل شده است؛ تصمیمی که نتیجه آن را میتوان در کاهش استقبال از مدارس غیرانتفاعی مشاهده کرد.
جنگ مهمترین متغیری بود که معادلات آموزش را بر هم زد. شرایط خاص کشور، احتمال تداوم آموزش مجازی یا ترکیبی، فشار اقتصادی ناشی از جنگ و کاهش قدرت خرید خانوارها، دست به دست هم دادهاند تا بسیاری از والدین برای نخستین بار، ادامه تحصیل فرزندان خود در مدارس غیردولتی را دوباره مورد بازنگری قرار دهند.
در این میان، موضوع بازگشت هزینه خدماتی که عملاً ارائه نشدهاند، به یکی از مهمترین محورهای نارضایتی خانوادهها تبدیل شده است. هزینه سرویس، تغذیه، اردوها و برخی برنامههای فوقبرنامه که با تغییر شیوه آموزش حذف یا محدود شدند، همچنان محل پرسش بسیاری از والدین است؛ مطالبهای که به اعتقاد آنان هنوز پاسخ روشنی دریافت نکرده است.
یکی از مادران دانشآموزان در گفتوگو با هوژان میگوید: «سالهای قبل بابت امکانات مدرسه هزینه پرداخت میکردیم، اما حالا اگر قرار باشد آموزش دوباره غیرحضوری باشد، ترجیح میدهم فرزندم در مدرسه دولتی درس بخواند و همان هزینه را صرف کلاس تقویتی یا معلم خصوصی کنم.»
این نگاه، دیگر یک تجربه فردی نیست. مرور دیدگاههای والدین در فضای مجازی نیز نشان میدهد بسیاری از خانوادهها به جمعبندی مشابهی رسیدهاند. آنها معتقدند در شرایط فعلی، فاصله خدمات آموزشی مدارس دولتی و غیردولتی در دوره آموزش مجازی، با اختلاف شهریهها تناسبی ندارد.
کارشناسان حوزه آموزش معتقدند مدارس غیرانتفاعی امروز تنها با کاهش ثبتنام روبهرو نیستند؛ آنها در آزمونی جدی برای حفظ اعتماد خانوادهها قرار گرفتهاند. خانوادههایی که در سالهای گذشته حاضر بودند برای کیفیت آموزشی، امکانات و خدمات جانبی هزینه کنند، امروز انتظار دارند شهریه پرداختی با خدمات واقعی و قابل لمس تناسب داشته باشد.
آنچه امروز در مدارس غیرانتفاعی جریان دارد، صرفاً یک افت آماری نیست؛ این اتفاق از تغییری عمیقتر در رفتار اقتصادی خانوادهها خبر میدهد. در شرایط جنگی، هزینههای آموزش بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار گرفته و بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند منابع محدود خود را برای نیازهای ضروریتر مدیریت کنند.
اگر این روند در ماههای آینده ادامه پیدا کند و آموزش همچنان به شکل غیرحضوری یا ترکیبی دنبال شود، مدارس غیردولتی ناچار خواهند بود در شیوه ارائه خدمات خود بازنگری کنند و برای بازسازی اعتماد خانوادهها نیز برنامهای جدی داشته باشند؛ زیرا رقابت امروز بر سر کیفیت آموزشی خلاصه نمیشود و پاسخ به یک پرسش اساسی تعیینکننده خواهد بود؛ آیا شهریه پرداختی با خدماتی که دانشآموز دریافت میکند، تناسب دارد؟
شاید مهمترین پیام این روزهای دفاتر ثبتنام مدارس غیرانتفاعی، در آمارها نباشد؛ این پیام را میتوان در تصمیم خانوادههایی دید که برای نخستین بار، مدرسه دولتی را از سر انتخاب برگزیدهاند. اگر این روند ادامه پیدا کند، کاهش ثبتنام مدارس غیرانتفاعی را باید یکی از نخستین پیامدهای اجتماعی جنگ در نظام آموزشی کشور دانست؛ تغییری که آثار آن، فراتر از یک سال تحصیلی خواهد بود.
- نویسنده : سردبیر هوژان



















































