پایان یک تصور قدیمی درباره مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان/اگر تنگه هرمز ناامن بماند، اقتصاد جهان فرو می‌پاشد؟
پایان یک تصور قدیمی درباره مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان/اگر تنگه هرمز ناامن بماند، اقتصاد جهان فرو می‌پاشد؟
هر بار که تنش در خلیج فارس افزایش می‌یابد، نام تنگه هرمز دوباره به صدر اخبار جهان بازمی‌گردد؛ آبراهی که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند و سال‌ها از آن به‌عنوان «شریان حیاتی اقتصاد جهانی» یاد شده است. اما تجربه بحران‌های اخیر نشان می‌دهد بازارهای جهانی دیگر مانند گذشته در برابر تهدیدهای هرمز واکنش‌های هیجانی نشان نمی‌دهند. آیا جهان وابستگی خود به این گذرگاه راهبردی را کاهش داده یا فقط روش مدیریت بحران را تغییر داده است؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین شاهراه انتقال انرژی جهان به شمار می‌رود و هرگونه تنش یا اختلال در این آبراه، نگاه بازارهای جهانی را به خود معطوف می‌کند. با این حال، تجربه بحران‌های اخیر نشان می‌دهد معادله‌ای که سال‌ها در تحلیل‌های سیاسی و رسانه‌ای تکرار می‌شد، «بسته شدن تنگه هرمز برابر با فروپاشی اقتصاد جهان» دیگر به سادگی گذشته قابل دفاع نیست. بازار جهانی انرژی همچنان از هرمز تأثیر می‌پذیرد، اما امروز ابزارها، مسیرهای جایگزین و ظرفیت‌های مدیریت بحران، اقتصاد جهان را در برابر این شوک‌ها مقاوم‌تر از گذشته کرده است.

تنگه هرمز؛ هنوز مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان

تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ این آبراه باریک، نقطه اتصال خلیج فارس به دریای عمان و مسیر انتقال بخش قابل توجهی از نفت خام و گاز طبیعی مایع (LNG) جهان است. هرگونه اختلال در عبور نفتکش‌ها، نخست هزینه حمل‌ونقل و بیمه دریایی را افزایش می‌دهد، سپس بر قیمت انرژی، تورم جهانی و تجارت بین‌المللی اثر می‌گذارد.

به همین دلیل است که هر بار تنش‌های منطقه‌ای افزایش می‌یابد، نخستین واکنش در بازارهای جهانی، نوسان قیمت نفت و افزایش ریسک حمل‌ونقل دریایی است.

اما چرا این بار بازار نفت مانند گذشته واکنش نشان نداد؟

در دهه‌های گذشته، هر تهدید علیه تنگه هرمز با پیش‌بینی جهش‌های شدید قیمت نفت و احتمال رکود جهانی همراه بود. اما داده‌های اخیر بازار و گزارش‌های نهادهای بین‌المللی تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند.

برآوردهای جدید صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد با وجود تداوم تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، رشد اقتصاد جهانی همچنان در محدوده سه درصد حفظ شده و اقتصاد جهان وارد یک رکود فراگیر نشده است. این موضوع نشان می‌دهد شوک‌های ژئوپلیتیکی هنوز اثرگذارند، اما دیگر به‌تنهایی قادر نیستند موتور اقتصاد جهانی را متوقف کنند.

اقتصاد جهان چگونه خود را با بحران تطبیق داده است؟

تفاوت امروز با بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ در میزان آمادگی اقتصاد جهانی است.

طی دو دهه گذشته، بسیاری از کشورهای مصرف‌کننده انرژی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای انجام داده‌اند؛ از ایجاد ذخایر راهبردی نفت گرفته تا توسعه خطوط لوله‌ای که بخشی از صادرات کشورهای حوزه خلیج فارس را بدون عبور از هرمز به دریای سرخ یا دریای عمان منتقل می‌کند.

در کنار این اقدامات، رشد تولید نفت در مناطق دیگر جهان، انعطاف بیشتر بازار انرژی، مدیریت تقاضا و توسعه فناوری نیز باعث شده است بازار نفت در برابر شوک‌های منطقه‌ای واکنش‌های کنترل‌شده‌تری نشان دهد.

آیا بستن تنگه هرمز بی‌اثر است؟

پاسخ منفی است.

هرگونه اختلال جدی در این آبراه همچنان می‌تواند هزینه حمل‌ونقل دریایی، نرخ بیمه کشتی‌ها و قیمت جهانی انرژی را افزایش دهد. اما تفاوت اصلی در این است که امروز بازار جهانی تنها یک مسیر برای تأمین انرژی ندارد.

بخشی از صادرات نفت کشورهای منطقه از طریق خطوط لوله جایگزین انجام می‌شود و دولت‌ها نیز از ذخایر راهبردی برای کاهش فشار کوتاه‌مدت استفاده می‌کنند. بنابراین حتی در صورت ایجاد اختلال، واکنش بازار لزوماً به معنای فروپاشی اقتصاد جهانی نخواهد بود.

ایران در این معادله چه جایگاهی دارد؟

برای ایران، تنگه هرمز همچنان یک مزیت ژئوپلیتیکی مهم محسوب می‌شود. موقعیت جغرافیایی کشور باعث شده این آبراه در محاسبات امنیتی و سیاسی منطقه نقش ویژه‌ای داشته باشد.

با این حال، استفاده از این ظرفیت صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست. هرگونه تحول در تنگه هرمز می‌تواند پیامدهای سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی گسترده‌ای برای همه بازیگران منطقه و جهان به همراه داشته باشد. به همین دلیل، تحلیل این موضوع باید فراتر از نوسانات قیمت نفت و در چارچوب معادلات پیچیده امنیت انرژی بررسی شود.

سه سناریوی پیش‌روی بازار انرژی

سناریوی نخست؛ تداوم تنش بدون اختلال در عبور نفتکش‌ها

در این وضعیت، قیمت نفت با نوسان همراه خواهد بود اما بازار با استفاده از ذخایر و افزایش تولید در سایر مناطق، شرایط را مدیریت می‌کند.

سناریوی دوم؛ اختلال محدود در تردد

در این حالت، هزینه بیمه، کرایه حمل و قیمت نفت افزایش می‌یابد اما صادرات انرژی متوقف نمی‌شود و بازار به‌تدریج مسیرهای جایگزین را فعال می‌کند.

سناریوی سوم؛ انسداد طولانی‌مدت تنگه هرمز

این سناریو پرهزینه‌ترین وضعیت ممکن است. در صورت استمرار اختلال برای هفته‌ها یا ماه‌ها، فشار بر بازار انرژی، تورم جهانی و رشد اقتصادی به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت. با این حال، حتی در این سناریو نیز اقتصاد جهانی امروز نسبت به دهه‌های گذشته ابزارهای بیشتری برای مدیریت بحران در اختیار دارد.

در مجموع:

تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی جهان است و هرگونه ناامنی در آن می‌تواند بازار انرژی، تجارت دریایی و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. اما تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد معادله قدیمی «بسته شدن هرمز برابر با فروپاشی اقتصاد جهان» دیگر با واقعیت‌های امروز اقتصاد بین‌الملل همخوانی کامل ندارد.

اقتصاد جهانی همچنان آسیب‌پذیر است، اما دیگر بی‌دفاع نیست. ذخایر راهبردی، خطوط لوله جایگزین، تنوع‌بخشی به منابع انرژی و انعطاف بیشتر بازارهای جهانی باعث شده‌اند شوک‌های ژئوپلیتیکی بیش از آنکه اقتصاد جهان را متوقف کنند، هزینه مدیریت آن را افزایش دهند.

شاید مهم‌ترین نتیجه این باشد که تنگه هرمز هنوز یک اهرم تعیین‌کننده در معادلات انرژی جهان است، اما نقش آن از «عامل فروپاشی اقتصاد جهانی» به «عامل افزایش ریسک و هزینه اقتصاد جهانی» تغییر کرده است؛ تغییری که شناخت آن برای تحلیل آینده بازار انرژی و سیاست بین‌الملل ضروری است.

  • نویسنده : سردبیر هوژان