به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، اقتصاد ایران در سالهای اخیر همزمان با تحریمهای گسترده، تنشهای منطقهای، شوکهای ارزی و فشارهای معیشتی، دورهای پرچالش را پشت سر گذاشته است؛ شرایطی که بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داده که آیا ساختار اقتصادی کشور توانسته در برابر بحرانها مقاوم شود یا جامعه صرفاً هزینه این شرایط را پرداخته است.
سیدمرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار هوژان با رد این برداشت که اقتصاد ایران به مرحله مقاومت در برابر بحرانها رسیده، تأکید کرد که آنچه امروز مشاهده میشود، بیش از آنکه نتیجه اصلاح ساختارهای اقتصادی باشد، حاصل تحمل مردم در برابر فشارهای انباشته معیشتی است.
وی در این گفتوگو از وابستگی اقتصاد به نفت و تجارت خارجی، واکنش سریع بازارها به تحولات سیاسی، تبدیل نشدن ظرفیتهای عظیم اقتصادی مناطق جنوبی به رفاه عمومی، ضعف سیاستگذاری در توسعه مناطق محروم و کاهش آستانه تحمل جامعه سخن گفت.
مشروح گفتوگوی سیدمرتضی افقه با «هوژان» را در ادامه میخوانید:
اقتصاد ایران مقاوم نشده؛ مردم در حال تحمل هستند
افقه در ابتدای گفتوگو با اشاره به این دیدگاه که اقتصاد ایران در برابر تحریمها و بحرانهای مختلف مقاوم شده است، اظهار کرد: روایت دیگری دارم؛ معتقدم اقتصاد ایران مقاوم نشده، بلکه مردم در حال تحمل کردن هستند؛ آنها همچنان منتظرند شرایط تغییر کند و آرزو دارند که وضعیت به حالت مطلوب بازگردد. گرسنگی و فقر چیزی نیست که انسان به آن عادت کند. همه انسانها دوست دارند ابتدا نیازهای لازم برای زندگی و نیازهای مربوط به بقا را تأمین کنند و بعد از آن به سمت نیازهایی بروند که رفاه، شادی و خوشحالی ایجاد میکند، همه اینها جزو ذات انسان است و چیزی نیست که اگر از بین رفت، آدم بتواند به آن عادت کند.
این اقتصاددان با اشاره به واکنش بازارها نسبت به تحولات سیاسی بیان داشت: اقتصاد ایران به دلیل وابستگی به تجارت خارجی و روابط خارجی، بسیار تحت تأثیر عواملی قرار دارد که این روابط را دچار مشکل میکنند؛ برای کشوری مانند ایران که سهم تجارت خارجی در تولید ناخالص داخلی آن بالاست، طبیعی است که اتفاقات مرتبط با تجارت خارجی، چه مثبت و چه منفی، اثرات خود را خیلی سریع در متغیرهای اقتصادی نشان دهد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اقتصاد ایران به فروش نفت و تأمین نیازهای بخش تولید و مصرف از ارزهای ناشی از فروش نفت معتاد است؛ حتی میتوان گفت در مقاطعی این وابستگی از حد وابستگی هم فراتر رفته و به یک عادت ساختاری تبدیل شده است؛ بنابراین هر اتفاقی که در حوزه تجارت خارجی ایران رخ دهد از طریق نرخ ارز به سرعت بر سایر متغیرهای اقتصادی اثر خواهد گذاشت.
افقه با اشاره به تأثیر مستقیم تحولات سیاسی بر بازارها بیان کرد: هر اظهارنظر یا اتفاقی که چشمانداز مثبتی برای روابط خارجی و تجارت کشور ایجاد کند، میتواند به کاهش برخی متغیرهای اقتصادی و در ادامه کاهش قیمت کالاهای وابسته به نرخ ارز منجر شود. در مقابل، هرگونه تهدید، خبر منفی، تداوم جنگ، حمله یا حتی ادامه تحریمها، بلافاصله اثر خود را بر بازارها و متغیرهای داخلی نشان میدهد؛ بهگونهای که حتی پایان جنگ نیز بدون رفع تحریمها نمیتواند آثار پایدار و قابل توجهی بر اقتصاد کشور داشته باشد.
ثروت جنوب به رفاه مردم تبدیل نشد
وی در پاسخ به این پرسش که آیا مدل اقتصادی کشور نتوانسته ثروت مناطق جنوبی را به رفاه مردم تبدیل کند، خاطرنشان ساخت: در مورد این موضوع خیلی مطلب نوشتهام؛ بهخصوص درباره خوزستان، مناطق جنوبی، بوشهر، عسلویه و اطراف آن؛ اما این مسئله فقط مربوط به جنوب نیست در کل کشور، حاکمیت نتوانسته ثروت را به رفاه برای کل ملت تبدیل کند.
این اقتصاددان با اشاره به شکاف میان ظرفیتهای اقتصادی و سطح رفاه در استانهای مختلف کشور گفت: اگر جنوب را هم کنار بگذاریم، حتی تهران، اصفهان و شهرهایی که در افکار عمومی برخوردارتر تلقی میشوند، متناسب با امکانات و ثروتی که کشور در اختیار داشته، توسعه پیدا نکردهاند با این حال، این فاصله در استانهای جنوبی آشکارتر است؛ مناطقی که بخش قابل توجهی از منابع نفتی و گازی کشور را در خود جای دادهاند، اما سهم مردم آن از این ثروت، رفاه نبوده است به اعتقاد من، یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، غفلت و ناآگاهی سیاستگذاران نسبت به پیشنیازهای واقعی توسعه بوده است.

مدیریت ضعیف، مانع تبدیل ثروت جنوب به توسعه شد
این استاد دانشگاه در ادامه با انتقاد از نگاه اشتباه به مفهوم توسعه در مناطق برخوردار از منابع، اظهار کرد: تصور بر این بوده که اگر منطقهای صاحب ثروت بود یا صاحب سرمایه بود ــ منظورم سرمایه مادی است ــ آن سرمایه خودبهخود تبدیل به رفاه برای مردم میشود؛ اما اشتباهی که سیاستگذاران ما کردند این است که برای این استانها نوعاً ضعیفترین مدیران را گماردند به این تصور که این مناطق نیاز به مدیریت قوی ندارند؛ دلیل اینکه استانهای جنوبی اینقدر عقب ماندهاند، بخش قابل توجهی برمیگردد به مسئولان بسیار ضعیف و ناتوانی که برای این استانها در نظر گرفته میشود.
افقه با اشاره به سابقه سیاستهای محرومیتزدایی پس از انقلاب بیان داشت: از ابتدای انقلاب، یکی از شعارهای اصلی، محرومیتزدایی بود. اگر جنگ را کنار بگذاریم و دهه نخست انقلاب را جدا حساب کنیم، بعد از حدود ۴۰ سال میتوان از مسئولان پرسید که چرا این شعار هنوز موفق نشده است؟ استان سیستان و بلوچستان، اغلب استانهای مرزی از شرق گرفته تا شمال، غرب و جنوب، هیچکدام جزو استانهای برخوردار یا حتی نسبتاً برخوردار نیستند.
وی افزود: مشکل این است که تصور شده اگر بودجه به این استانها اختصاص داده شود، مسئله حل خواهد شد در حالی که این تفکر مربوط به دهه ۱۹۷۰ در ادبیات توسعه بود؛ زمانی که تصور میکردند کشورهای در حال توسعه فقط به دلیل کمبود سرمایه عقب ماندهاند و اگر کشورهای ثروتمند برای آنها سرمایه بفرستند، مشکل حل میشود، اما تجربه نشان داد این سرمایهها بدون مدیریت صحیح تلف خواهند شد.
این اقتصاددان درباره وضعیت خوزستان نیز بیان کرد: در بسیاری از سالها، خوزستان جزو استانهایی بوده که دومین بودجه سالانه کشور را دریافت کرده است، اما چون مدیران و مسئولان ناکارآمد، ضعیف و کمتجربه برای آن انتخاب شدهاند، این منابع و سرمایهها به نتیجهای که باید نرسیده و وضعیت مردم انعکاسدهنده میزان ثروتی که در اختیار این استان بوده نیست.
مردم از سختی ناراحت نیستند؛ از تبعیض ناراحتند
این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که مطالبه مردم درباره اینکه چرا هزینه تصمیمهای بزرگ سیاسی و امنیتی باید از سفره آنها پرداخت شود، چگونه قابل ارزیابی است، عنوان داشت: مردم ناراحت نیستند از اینکه برای حفظ کشور، سربلندی کشور، پیشرفت کشور یا مقاومت کشور تحمل کنند؛ مردم بیشتر از تبعیض ناراحتند؛ یعنی اینکه چرا همه به یکسان در این تحمل شریک نیستند. این یک نکته مهم است؛ تبعیض بیش از فقر و ناداری اثر میگذارد.
افقه ادامه داد: نکته دوم، سؤال مردم این است که بسیار خوب، ما تحمل میکنیم؛ اما چند سال؟ افق چندساله را پیشبینی میکنید؟ اینکه فقط گفته شود تحمل کنید، شش سال، ۱۰ سال، ۳۰ سال یا ۴۰ سال، بدون اینکه مشخص شود پایان این مسیر کجاست، طبیعتاً برای جامعه قابل پذیرش نیست.
اقتصاد ایران دیگر ظرفیت شوکهای جدید را ندارد
وی در ادامه این گفتوگو پیرامون توان اقتصاد ایران برای تحمل یک شوک جدید ارزی و تورمی تصریح کرد: اکنون در سال ۱۴۰۵ هستیم و از سال ۹۷ تا امروز، حدود هشت سال تحت شدیدترین تحریمها بودهایم حتی در دوره جنگ هشتساله هم وضعیت تحریم اینگونه نبود.
این اقتصاددان توضیح داد: در دوران جنگ، هم نفت میفروختیم و هم هر کالایی که امکانش وجود داشت از مسیرهای مختلف وارد میکردیم؛ اما بعد از سال ۹۷، تحریمها به حدی شدید شد که نهتنها فروش نفت با مشکل مواجه شد، بلکه واردات کالا نیز دشوار شد و اگر وارداتی انجام میشد از مسیر دور زدن تحریمها بود که هزینه آن در نهایت به مردم تحمیل میشد. در سالهای اخیر، کشور با خزانه خالی مواجه بود. دولتهای روحانی و رئیسی هر آنچه میتوانستند برای جایگزینی درآمدهای نفتی انجام دادند، اما در دوره آقای پزشکیان دیگر چیزی در چنته نبود، حالا تصور کنید کشوری با خزانه خالی، دو جنگ بسیار ویرانگر را هم پشت سر گذاشته است.
سه پیشنیاز فوری برای بازگشت اقتصاد به مسیر توسعه
این استاد دانشگاه در ادامه این گفتوگو با اشاره به شرایط فعلی اقتصاد کشور و فشارهای انباشتهشده بر جامعه، افزود: از نظر من مردم در آستانه صبرشان هستند؛ به لحاظ تحمل فشارهای معیشتی و رفاهی، شرایط به نقطه حساسی رسیده است. اگر بخواهیم اقتصاد دوباره حرکت کند، سه شرط ضروری وجود دارد و باید جنگ پایان یابد، تحریمها رفع شوند و تنشهای منطقهای و فرامنطقهای فروکش کند. اگر این سه شرط انجام نشود، نه سرمایهگذاری شکل میگیرد و نه تولید افزایش پیدا میکند؛ حتی اگر نفت هم بفروشیم، بدون این پیشنیازها نمیتوان انتظار داشت توسعه پایدار اتفاق بیفتد؛ چراکه سرمایهگذار برای ورود به اقتصاد، قبل از هر چیز به ثبات و پیشبینیپذیری نیاز دارد.
هشدار افقه؛ آستانه صبر مردم به پایان رسیده است
افقه در هشدار به مسئولان در شرایط فعلی بیان داشت: مسئولان باید دنبال تدبیری باشند که آن سه پیشنیاز را تأمین کنند. این موارد از نظر من شرط لازم هستند، اما شرط کافی نیستند؛ شرط کافی انجام یکسری تحولات ساختاری داخلی است. اگر آن تحولات اتفاق نیفتد، حتی آن سه پیشنیاز ممکن است فقط بهصورت موقت بهبود ایجاد کند، اما وابستگی همچنان ادامه پیدا خواهد کرد؛ بنابراین باید تحولات ساختاری داخلی انجام شود تا بستر برای توسعه و پیشرفت کشور فراهم شود.
وی در پایان تأکید کرد: اقتصاد ایران برای قرار گرفتن در مسیر توسعه، نیازمند تغییرات اساسی در ساختارهای داخلی، اصلاح شیوه حکمرانی اقتصادی و ایجاد بستری است که بتواند سرمایهگذاری، تولید و رفاه عمومی را تقویت کند، این کشور ظرفیتهای زیادی دارد، اما استفاده از این ظرفیتها نیازمند تصمیمهای درست و تغییر رویکردهایی است که سالها موجب تداوم مشکلات اقتصادی شده است.
- نویسنده : مینوفر چراغی
















































