به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هوژان، تورم برای یک خانواده فقط یک عدد نیست. عددی که در گزارشهای اقتصادی منتشر میشود، حاصل بررسی قیمت صدها کالا و خدمت در یک سبد مشخص است؛ اما زندگی هر خانواده با همین سبد آماری یکسان پیش نمیرود. یکی بیشتر هزینهاش صرف اجاره خانه میشود، دیگری بخش زیادی از درآمدش را برای خوراک و درمان کنار میگذارد و خانوادهای دیگر ممکن است با افزایش هزینه آموزش یا حملونقل روبهرو باشد.
همین تفاوت موجب میشود که تجربه مردم از تورم با عددی که در گزارشهای رسمی اعلام میشود، فاصله داشته باشد.
تورم رسمی چگونه محاسبه میشود؟
مرکز آمار ایران برای محاسبه تورم، تغییر قیمت گروههای مختلف کالا و خدمات را بررسی میکند؛ از خوراکیها و مسکن گرفته تا پوشاک، حملونقل، درمان و آموزش. در نهایت میانگین تغییرات این گروهها به عنوان نرخ تورم اعلام میشود.
اما این میانگین، شرایط همه خانوارها را به یک شکل نشان نمیدهد. یک عدد کلی نمیتواند به طور کامل توضیح دهد که هر خانواده در زندگی روزمره چه میزان افزایش هزینه را تجربه کرده است.
برای مثال، خانوادهای که سهم بیشتری از درآمد خود را صرف مواد غذایی میکند، افزایش قیمت خوراکیها را شدیدتر احساس میکند. فردی که مستأجر است، افزایش هزینه مسکن را مهمترین بخش فشار اقتصادی خود میداند. به همین دلیل، تورمی که هر فرد تجربه میکند، به شرایط زندگی او وابسته است.
چرا قیمتهای روزمره اثر بیشتری روی ذهن مردم میگذارند؟
یکی از دلایل اصلی این فاصله، مربوط به کالاهایی است که مردم بیشتر با آنها سروکار دارند. قیمت کالاهایی مانند نان، برنج، گوشت، لبنیات، کرایه رفتوآمد، دارو و خدمات درمانی بارها در طول ماه دیده و پرداخت میشود.
وقتی قیمت یک کالا که هر روز خریداری میشود افزایش پیدا میکند، اثر آن در ذهن مردم پررنگتر میشود. در مقابل، افزایش قیمت کالاهایی که خرید آنها کمتر اتفاق میافتد، ممکن است کمتر در تجربه روزانه دیده شود.
به همین دلیل است که بسیاری از مردم هنگام صحبت درباره تورم، بیشتر از قیمتهای روزمره خود حرف میزنند؛ از مبلغ فاکتور خرید، هزینه اجاره یا پولی که برای رفتوآمد پرداخت میکنند.
فشار تورم برای همه خانوارها یکسان نیست
یکی از مهمترین بخشهای ماجرا، تفاوت میان گروههای مختلف جامعه است. خانوارهایی که درآمد پایینتری دارند، معمولاً سهم بیشتری از درآمد خود را صرف هزینههای ضروری میکنند؛ هزینههایی که امکان حذف یا کاهش آنها دشوار است.
وقتی قیمت مواد غذایی، مسکن یا درمان افزایش پیدا میکند، این گروهها بخش بیشتری از درآمد خود را از دست میدهند. در مقابل، خانوارهایی که سهم بیشتری از درآمدشان صرف کالاهای غیرضروری میشود، ممکن است افزایش قیمتها را با شدت کمتری احساس کنند.
به همین دلیل، حتی وقتی یک نرخ تورم واحد برای کل کشور اعلام میشود، تجربه اقتصادی خانوارها میتواند متفاوت باشد.
چرا احساس گرانی گاهی از عدد تورم بیشتر است؟
اقتصاددانان برای توضیح این فاصله به چند عامل اشاره میکنند؛ تفاوت سبد خرید خانوارها، افزایش قیمت کالاهای ضروری، کاهش قدرت خرید و تغییر انتظارات مردم نسبت به آینده.
وقتی مردم چند بار در فاصله کوتاه با افزایش قیمت یک کالا یا خدمت روبهرو میشوند، این تغییرات در تصمیمهای اقتصادی آنها اثر میگذارد. خریدها محدودتر میشود، برخی هزینهها به تعویق میافتد و خانوادهها برای مدیریت مخارج روزانه انتخابهای بیشتری انجام میدهند.
در چنین شرایطی، حتی اگر نرخ تورم در یک بازه زمانی کاهش پیدا کند، اثر افزایش قیمتهای گذشته همچنان در زندگی مردم باقی میماند.
فاصله میان آمار و تجربه مردم چه معنایی دارد؟
اختلاف میان تورم رسمی و تورمی که مردم احساس میکنند، به معنای بیاهمیت بودن آمارهای اقتصادی نیست. این آمارها برای تحلیل شرایط اقتصادی و تصمیمگیریهای کلان ضروری هستند؛ اما برای درک فشار واقعی زندگی مردم باید به جزئیات بیشتری توجه کرد.
اقتصاد یک کشور در نهایت با تجربه روزمره مردم سنجیده میشود؛ با اینکه یک خانواده پس از پرداخت هزینههای ضروری چه میزان امکان خرید، پسانداز یا برنامهریزی برای آینده دارد.
تورم زمانی برای مردم معنا پیدا میکند که در زندگی روزانه دیده شود؛ در کوچکتر شدن سبد خرید، تغییر سبک مصرف و تصمیمهایی که خانوادهها برای ادامه مسیر اقتصادی خود میگیرند.
- نویسنده : سردبیر هوژان

















































